خرید بک لینک

درباره سایت

...عروسکی بی صدا...

امکانات وب

خورشید تابان باغ پر گل زندگیم ، ای که با سوزش جان خود گرما به تن خاکیم دادی

تا گلهای آرزویم شکوفه کنند ،کودکانه به دستهای نظر بلند زندگی بخشت بوسه

می زنم .

میدانم با نقش بازی کردن های مادرانه ات خواستی کودک درونم را به وجد و بازی

بگیری تا شاید کودکت ازخستگی شادی ، دمی بیارامد . . .

تو را ارج می نهم و می گویم ای نازنین اکنون تو کودکم باش . تو را تنهامی گذارم تا

در گذر تجربه ،کودکی ها کنی تا بزرگ شوی و عاشق شوی، عاشق خودت ،

عاشق تجربه هایت، و عاشق داشته هایت، و نداشته هایت را دوست بداری …

زیرا نداشته های تو اند و تو عزیزی به اندازه ی همه داشته ها و نداشته های

آفرینش . من تو را به خاطر فرزندیت می ستایم ، نه به خاطر داشته یا نداشته هایت

تو با ریشه ات برای من رستنی و روئیدنی هستی نه با شاخ و برگت ، حتی اگر

گلبرگ هایت بریزد تو دوباره جوانه خواهی زد زیرا ریشه در خاک عشق داری و لاجرم

جوانه خواهی زد ،زیرا تخصص و هدف از آفرینشت ،گل بودن بوده و تو گلی .

از اینکه شاخ و برگت به دست باغبان نادانی چون من شکست عذر می خواهم ،اما

تو را به محکمی در خاک ریشه دادم و مطمئنم تو باز گل خواهی کرد . تو را به دست

باغبان جهانیان می سپارم و به کار او ایمان دارم که تو را با باران رحمتش سیراب

خواهد کرد و شبنم جان عاشقت هوای خشک اطرافت را مرطوب و معطر خواهد کرد

می بوسمت بدرود

برچسب: نویسنده: کیانوش هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 5:01

صفحه بندی